معنی کلمات درس پنجم فارسی چهارم (رهایی از قفس) + مخالف کلمات

معنی کلمات درس پنجم فارسی چهارم (رهایی از قفس) + مخالف کلمات

معنی رهایی از قفس فارسی چهارم درس 5

معنی کلمات درس پنجم فارسی چهارم (رهایی از قفس) + مخالف کلمات

نام درس : درس پنجم | موضوع : معنی کلمات – معنی شعر | چهارم ابتدایی

معنی کلمات درس 5 فارسی چهارم

📌 غلام : خدمتکار ، نوکر
📌 کارمت : که برایت بیاورم
📌 ارمغان : هدیه ،سوغات
📌 گریستن : گریه کردن
📌 خواجه : بزرگ ،سرور، تاجر
📌 قضا : سرنوشت، تقدیر
📌 حبس : زندان ، بازداشت
📌 شکّرسخن :شیرین سخن ، شیرین گفتار
📌 خطّه: سرزمین
📌 بازرگان: تاجر گران
📌 بها: قیمتی ، با ارزش
📌 کان: که آن
📌 مشتاق: دارای شوق ،آرزومند
📌 صحنه: منظره ای واقعی یا خیالی که رویدادی را نشان می دهد.
📌 زین: از این
📌 خام : بیهوده، ناپخته،نسنجیده
📌 تجارت : بازرگانی ،داد و ستد، معامله
📌 تپید : جنبید،حرکت کرد ، بی قرار شد
📌 راس : واحد شمارش چهارپایان
📌 شادکام: خوشحال
📌 کنیزک: خدمتکار،زنی که برده باشد
📌 بازگو: بیان کردن،دوباره گفتن
📌 همتا : مانند، مثل زهره اش
📌 بدرید : ترسید
📌 دلداری دهد: همدردی کند،غم خواری کند
📌 بند : طناب ، ریسمان
📌 کول : شانه و دوش
📌 قافله : کاروان ، گروه همسفر
📌 مرغان : پرندگان

کلمات هم خانواده درس 5 فارسی چهارم

🧩 لذیذ : لذت
🧩 حبس : محبوس
🧩 شگفت زده : شگفت انگیز
🧩 مشتاق : اشتیاق – شوق
🧩 سکوت : ساکت
🧩 وقت : اوقات
🧩 حال : احوال
🧩 تجارت : تاجر
🧩 تعجب : متعجب
🧩 شاکی : شکایت
🧩 حس : احساس
🧩 عبور : عابر
🧩 اسیر : اسارت
🧩 علم : علم – معلم

کلمات مخالف درس 5 فارسی چهارم

❌ ثروتمند : فقیر
❌ رهایی : اسارت
❌ اسیر : آزاد
❌ پرسش : جواب – پاسخ

معنی شعر گفت طوطی را چه خواهی

🍁 گفت طوطی را چه خواهی ارمغان کارمت از خطه ی هندوستان
به طوطی گفت : سوغاتی چه میخواهی که از سرزمین هندوستان برایت بیاورم

🍁 گفت آن طوطی که آن جا طوطیان چون ببینی ، کن زحال ما بیان
طوطی گفت :زمانی که آن جا طوطی های دیگر را دیدی وضعیت من را برای آن ها بگو

🍁 کان فلان طوطی که مشتاق شماست از قضای آسمان در حبس ماست
بگو که فلان طوطی که آرزوی دیدار شما را دارد از سرنوشت و تقدیر بد در اسارت ما است

🍁 این چرا کردم ، چرا دادم پیام سوختم بیچاره را زین گفت خام
این چه کاری بود کردم ، چرا این پیغام را دادم با این سخن بیهوده و ناپخته باعث مرگ آن بیچاره شدم

🍁 کرد بازرگان تجارت را تمام باز آمد سوی منزل شادکام
بازرگان تجارت را به پایان رساند خوشحال به سوی منزل بازگشت

🍁 هر غلامی را بیاورد ارمغان هر کنیزک را ببخشید او نشان
به هر خدمتکاری و نوکری یک سوغاتی داد به هر خدمتکاری هدیه ای بخشید

🍁 گفت طوطی ارمغان بنده کو آنچه گفتی آنچه دیدی باز گو
طوطی گفت پس سوغاتی من کو هر چی گفتی و دیدی را برایم تعریف کن

🍁 گفت گفتم آن شکایت های تو با گروهی طوطیان ، همتای تو
بازرگان گفت درد دل و شکایت های تو را برای چند تا طوطی مثل خودت گفتم

🍁 آن یکی طوطی ، ز دردت بوی برد زهره اش بدرید و لرزید و بمرد
یکی از طوطی ها دردت را فهمید ترسید و لرزید و مرد

مطالب مرتبط

اینترنت شما در
همگام درس
همیار
۵۰%رایگان محاسبه میگردد
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *