جواب درس چهارم ۴ نگارش هشتم ✔️ صفحه ۵۲ ، ۵۳ ، ۵۴ ، ۵۵ و ۵۶

جواب درس چهارم  4 نگارش هشتم صفحه 52 ، 53 ، 54 ، 55 و 56

جواب انشاء ها و سوالات درس 4 نگارش هشتم

جواب درس سوم 4 نگارش هشتم صفحه 52 ، 53 ، 54 ، 55 و 56

نام درس : گوش بدهیم و بنویسیم | موضوع : گام به گام | پایه هشتم

جواب انشاء ها و سوالات درس 4 نگارش هشتم

درس چهارم :: گوش بدهیم و بنویسیم // جواب درس سوم ۴ نگارش هشتم صفحه ۵۲ ، ۵۳ ، ۵۴ ، ۵۵ و ۵۶ درس 3 نگارش هشتم صفحه 52/ درس سوم نگارش هشتم صفحه 53 / درست نویسی درس 3 نگارش هشتم / انشای آزاد تصویر نویسی صفحه 56

جواب فعالیت های نگارشی صفحه 52 درس چهارم نگارش هشتم

🔶متن زیر را بخوانید و مشخص کنید که نویسنده در کدام بخش، تحت تأثیر قوه شنیداری خود قرار گرفته است. (دور جواب در تصویر زیر خط کشیده شده است)

متن زیر را بخوانید و مشخص کنید که نویسنده در کدام بخش،

درس ۴ نگارش هشتم صفحه ۵۲

جواب صفحه 53 درس چهارم نگارش هشتم

شنیدن صداهای زیر چه حس و حالی به شما میدهد؟ یکی از صداهای زیر را انتخاب کنید و حس و حال خود را در باره آن بیان کنید. 

🔶🔶 انشاء درباره صدای وزش شدید باد

در روز های سرد و بارانی که گاهی همراه با طوفان و باد های شدید است، صدای هوی هوی باد وقتی شیشه را تکان و می لرزاند صدای خوفناکی راه به وجود می آورد که من از این صدا می ترسم.
در شب های کودکی که با باد شدیدی می وزید و من در اتاق تنها بودم با حرکت پرده های اتاق و ضربه های شیشه پنجره و ایجاد صدای بلند من تصور می کردم که موجود ترسناکی پشت پنجره اتاقم در حال تلاش کردن برای وارد شدن به اتاقم است و من بعضی اوقات از این تصور کودکی خود تا صبح بیدار می ماندم و نمی توانستم بخوابم گاهی این وزش باد شدید باعث خراب شدن سقف خانه ها و ریزش پل ها که مانع عبور و مرور مردم می شود و افتادن تیر برق و یا پایه های تلفن و پاره شدن سیم های ان می شود؛ که با قطعی برق و تلفن را به همراه دارد و گاهی درختی را می اندازد که این درخت امکان دارد روی سر رهگذری بیفتد یا وسط خیابان و یا خانه ای را خراب کند در کل باد شدید خسارت مالی زیادی را بر جای می گذارد اما بر خلاف باد شدید باد ملایم و بهاری فواید بسیاری دارد از جمله آوردن ابر های باران خیز و باروری بر درختان به شکوفه بستن و فضایی زیبا و دلنشین تبدیل می کند

 

🔶🔶انشاء درباره صدای لالایی مادر به سبک داستانی
این صدای مهربان مادر من است. صدایی که از همه صداهای دنیا گوش‌نواز تر است و مرا به خوابی شیرین دعوت میکند.
چشم‌ هایم بسته است. صدای لالایی مادرم میآید. مادرم را نمی بینم اما چهره مادرم در ذهنم میآید. دوست دارم در واقعیت هم مادرم را ببینم. چشم‌ هایم را می گشایم.
با چشم باز همه اطراف را نگاه می کنم. احساس خطر میکنم. حواسم جمع نیست. نمیتوانم بخوابم. سیاهی و تاریکی همه‌جا را گرفته و هیچ چیزی دیده نمیشود‌. چهره مادر که همیشه با دیدنش آرامش مییافتم، نیست و اگر سکوت هم بر آن افزوده شده بود، وحشت‌زده میگریستم اما صدایی هست که به من آرامش میدهد.
چند دقیقه‌ای چشم‌ هایم را باز می گذارم. چشم‌ هایم به تاریکی عادت کرده ولی هنوز هم فقط سایه تاریکی از مادر می بینم. صدا را واضح می شنوم:«لالا لالا لالا لالا…» احساس میکنم که دیگر سیاهی نیست. هست اما تاریکی را حس نمیکنم. بلکه گویا باغ پرگلی در برابرم است که دست در دست مادر در آن قدم میزنیم.
مادر در دست من گلی میگذارد و زمزمه میکند:«لالا لالا گل پونه…» صدای او باغ پر گل است و یکی یکی گل‌های خوشبو را به دستم میدهد و من گل‌ها را توی ذهنم میکارم.
حالا نوبت «گل چایی» است و بعد نوبت «گل پنبه»… ذهنم از تاریکی به سمت گلستان شدن میرود. مادر میخواند:«لالا لالا گلم باشی، انیس و مونسم باشی…»
حالا من یک باغ هستم. حرکاتم آهسته شده و با صدای زیبای مادر پلک‌هایم روی هم میآید. صدای لالایی مادر دوباره گوش‌هایم را پر میکند. آرام آرام خواب مرا میرباید.میخوابم و تا صبح خواب گل میبینم.
کودکانی که مادرشان برایشان لالایی میخوانند بسیار خوشبخت هستند.

 

🔶🔶 قار قار کلاغ
پرندگان جزء حیوانات با ارزشی هستند که همواره نمود آن را می توان در زندگی مشاهده کرد. یکی از پرندگان با ارزش کلاغ است.
تنه انشا:
کلاغ پرنده ای است که همواره در فصل های سرد و گرم می توان پرواز زیبای او و قارقار او را در آسمان مشاهده کرد و شنید. کلاغ در اساطیر ایران و یونانی همواره پرنده ای مقدس بوده و به عنوان پیک خورشید شناخته می شده است و نمود مثبتی در جامعه باستانی ایران زمین داشته است.اما در زمان اکنون ما این معنای مثبت تغییر کرده است و معنای منفور و شوم یافته است. امروزه صدای قارقار کلام با معنای شگوم بد شناخته می شود که جلوه ی بسیار ناپسندی است. ای کاش تلاش کنیم با نگاهی بسیط تر و زیبا به پرندگان نگاه کنیم. درست است که کلاغ به رنگ سیاه است اما نشان از سرنوشت تیره نیست. کلاغ از دیگر پرندگان عمر طولانی تر دارد. آن ها در فصل پاییز بیشتر در آسمان ها دیده می شود. زیرا تحمل سرما را نسبت به دیگر پرندگانی چون گنجشگ و قناری و.. دارند. بیاییم تلاش کنیم کلاغ رابیشتر دوست داشته باشیم. کلاغ با نام غراب در ادبیات فارسی ما جلوه گر بوده است. این معنای شومی کلاغ در ادبیات نیز مشهود است. صدای قارقار کلاغ ها بیشتر در صبح ها می باشد. کلاغ ها جثه ای بزرگ تر از گنجشک ها دارند. جثه آن ها به اندازه مرغ خانگی است. آن ها منقاری بلند و قوی دارند که در خوردن غذاهای مختلف به آن ها کمک می کند. کلاغ ها بیشتر حشرات را می خورند. آن ها با قارقارشان با هم سخن می گویند. این پرندگان به صورت جمعی با هم هستند و لانه ی خود را در بالاترین شاخه های درختان می سازند.
نتیجه گیری: کلاغ ها پرندگانی سودمند و به نوبه ی خود زیبا هستند. قدر آن ها را بدانیم. حیوانات همواره در حال آسیب هستند و باید مواظب تک تک آن ها باشیم تا از آسیب و شکار در امان بمانند.

درس چهارم نگارش هشتم صفحه ۵۳

جواب درست نویسی صفحه 55 درس 4 نگارش هشتم

🔶جمله های زیر را ویرایش کنید:

🔶🔶امروز، هم آیش دانش آموزان خوش فکر، برگزار می شود.
امروز ، همایش دانش آموزان خوش فکر ،برگزار میشود.

🔶🔶اگر بدخواهان، در هم آوردی نابرابر، زورگویی پیشه کنند، تسلیم نخواهیم شد.
اگر بدخواهان  در هماوردی نابرابر ، زورگویی پیشه کنند، تسلیم نخواهیم شد.

درست نویسی درس ۴ نگارش هشتم

جواب تصویر نویسی صفحه 56 درس چهارم نگارش هشتم

🔶 موافق ید تصویر سازی امروز به صورت کارگاهی، طی مراحل زیر انجام شود؟ پس شروع کنید. 

رودخانه!چه تصویر زیبایی!
نامی که با شنیدنش زلالیت و پاکی در ذهنمان تداعی می شود و با خود آرامشی مثال زدنی را برایمان به ارمغان می آورد. رودخانه با صدای دلنشین شر شر خود از دل دشتی سبز عبور میکند؛
دشتی که سبزی اش چشم را خیره میکند و مانند نگینی در زمین می درخشد.
رودخانه آن قدر پاک و زلال است که سنگ های ریز و درشت غلتان درون آن به آسانی دیده میشوند. در کنار رودخانه زنبق های زرد رنگ رشد کرده اند که خود را به دل زلال رودخانه سپرده اند و با هر تکان رود به رقصی موزون در می آیند.
گل های بنفشه و نسترن در اطراف این رود فراوان اند، که با دستان پر مهر و سخاوتمند رودخانه از تشنگی نجات می یابند و سیراب می گردند.
رودخانه در مسیر خود با پیشکش کردن بخشی از وجودش به حیوانات و گیاهان بی رمق آنها را پر انرژی و شاداب میسازد. رودخانه گاهی آهسته و بی رمق در حرکت است و گاهی آنچنان تند و باشتاب حرکت میکند که گویی مادری از وجود تهدید و خطری برای فرزندش آگاه شده و میخواهد هر چه سریع تر سنگ های مزاحم را کنار بزند و خود را به فرزند دلبندش برساند تا از آن محافظت کند.
نتیجه گیری : کاش ما هم سخاوت رودخانه را داشتیم تا همه موجودات اطرافمان را از عشق، مهر و محبت سیراب کنیم؛ کاش ایثار و فداکاری و از خود گذشتگی را را بلد بودیم تا مانند رودخانه برای کمک به دیگران از وجودمان بگذریم .گذر عمر ما مانند گذر رودخانه است ، خیلی سریع تر از آنچه تصور کنیم سپری میشود ؛ سعی کنیم در مدت محدود زندگی مان مهربان باشیم و مهربانه به جهان عشق بورزیم.

انشای آزاد تصویر نویسی صفحه ۵۶

اینترنت شما در
همگام درس
همیار
۵۰%رایگان محاسبه میگردد

دیدگاه های تایید شده : 2 | در انتظار بررسی: 2

  • عسلی :

    بقیه درسارو هم بزارید ممنون میشم

  • مینا اسدی :

    درس

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *