ترجمه و معنی درس سوم عربی نهم

ترجمه و معنی درس سوم عربی نهم

معنی درس 3 عربی نهم

ترجمه و معنی درس سوم عربی نهم

نام درس : درس 2 | موضوع : معنی متن | پایه نهم

معنی درس 3 عربی نهم

معنی عربی نهم

گزارشدرس سوم

ترجمه درس سوم عربی نهم

معنی صفحه 30 عربی نهم

معنی صفحه 30 عربی نهم

پاسخ1-حمید و سعید دو برادر در یک مزرعه گندم بودند؛ در یکی از روزها میانشان دشمنی افتاد و برادر بزرگ‌تر «حمید» به برادر کوچک‌تر «سعید» خشم گرفت و به او گفت: «از مزرعه من خارج شو.»

پاسخ2- و همسر حمید به همسر سعید گفت: «از خانه‌مان خارج شو»

پاسخ3-در صبح یکی از روزها مردی در خانهٔ حمید را زد، وقتی که در خانه را باز کرد، نجاری را دید و از او پرسید: «از من چه می‌خواهی؟»

پاسخ4-نجار جواب داد: «دنبال کاری می‌گردم، آیا کاری داری؟»

پاسخ5- حمید گفت: «البته؛ مشکلی دارم و حل آن در دست توست.»

پاسخ6-نجار گفت: «مشکلت چیست؟» حمید جواب داد: «آن خانه همسایه‌ام است؛ او برادرم و دشمنم است؛ به آن رودخانه نگاه کن؛ او مزرعه را با آن نهر به دو نیم تقسیم کرده است؛ او نهر را کنده است؛ زیرا از من عصبانی است. چوب‌های بسیاری در انبار دارم؛ لطفاً دیواری چوبی میان ما بساز.»

 

 

 

معنی صفحه 31 عربی نهم

معنی صفحه 31 عربی نهم

 

پاسخ7-سپس به نجار گفت: «من به بازار می‌روم و بعد از ظهر بر می‌گردم.» هنگامی که حمید بعد از ظهر به مزرعه‌اش برگشت خیلی تعجب کرد، نجار دیواری نساخت؛ بلکه پلی روی نهر ساخت؛ سپس حمید خشمگین شد و به نجار گفت: «چه کردی؟! چرا پل ساختی؟!»

پاسخ8-در این هنگام، سعید رسید و پلی را مشاهده کرد و گمان کرد که حمید دستور ساختن پل را داده است؛ سپس از پل عبور کرد و شروع به گریه کرد و برادرش را بوسید و معذرت خواهی کرد. حمید به سوی نجار رفت و از او تشکر کرد و گفت: «تو برای سه روز مهمان من هستی.»

نجار عذرخواهی کرد و گفت: «پل‌های زیادی مانده است، باید برای ساختن آنها بروم.»

معنی صفحه 31 عربی نهم

پاسخاز سخن پیامبر خدا: «دو چیز است که خداوند به آنها نگاه نمی‌کند؛ جدا کننده فامیل و همسایه بد.»

جواب صفحه 32 عربی نهم

با توجه به متن درس درستی یا نادرستی جمله‌های زیر را معلوم کنید.

جواب صفحه 32 عربی نهم

1- همسر حمید به همسر سعید گفت: از خانه ما خارج شو.
2- نجار دیواری چوبی بین دو برادر ساخت.
3-  نجّار سه روز در خانه حمید ماند.
4- سعید مزرعه را به دو قسمت تقسیم کرد.
5- سعید پشیمان شد و برادرش را بوسید.
6- حمید از سعید بزرگ تر است.

لِمَ أَنتَ وَحیدٌ؟ اِلْعَبْ مَعَ زُمَلائِکَ.
چرا تو تنهایی؟ با هم کلاسی‌هایت بازی کن. “پسر”

لِمَ أَنتِ وَحیدهٌ؟ اِلْعَبی مَعَ زَمیلاتِکِ.
چرا تو تنها هستی؟ با هم کلاسی‌هایت بازی کن. “دختر”

اپلیکیشن همیار

ترجمه کنید صفحه 33 عربی نهم

اِبْحَثْ عَنِ الْمِفتاحِ. کلید را پیدا کن. اِزْرَعی قَمْحاً. گندم بکار
اِرْفَعْ عَلَمَ إیران. پرچم ایران را بلند کن «اِرْجِعی إلی رَبِّکِ» به سوی پروردگارت بازگرد
اُطْلُبْ خَیْرَ الْأُمورِ. بهترین کارها را درخواست کن. اُشْکُری أُمَّکِ. از مادرت تشکر کن

 

دیدگاه : 1

  • عباس محمدی :

    عالی عالی عالی
    خسته نباشید

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *