معنی شعر کار و تلاش فارسی پنجم (درس 17) + معنی کلمات

معنی شعر کار و تلاش فارسی پنجم (درس 17) + معنی کلمات

معنی کلمات | هم معنی | مخالف و شعر های درس هفدهم

معنی شعر کار و تلاش فارسی پنجم (درس 17) + معنی کلمات

نام درس : کار و تلاش | موضوع : معنی کلمات – معنی شعر | پنجم ابتدایی

معنی کلمات | هم معنی | مخالف و شعر های درس هفدهم

معنی شعر های فارسی پنجم

گزارشدرس 17 :: کار و تلاش

معنی شعر کار و تلاش فارسی هشتم

 

معنی شعر کار و تلاش فارسی پنجم

جدا شد یکی چشمه از کوهسار به ره گشت، ناگه به سنگی دچار

جوابچشمه ای از کوهستان جدا شد، در راه ناگهان به سنگی برخورد.

به نرمی چنین گفت با سنگ سخت: «کرم کرده، راهی ده ای نیکبخت!»

جواببا آرامی و نرمی به سنگ محکم و سخت گفت: «ای نیکبخت، لطف کن و راهی برای عبور من بده»

گران سنگ تیره‌ دل سخت سر زدش سیلی و گفت:

جواب«دور ای پسر سنگ بزرگ بد دل، محکم یک سیلی به چشمه زد و گفت: از من دور باش ای پسر،

«نجنبیدم از سیلِ زورآزمای که‌ای تو، که پیشِ تو جُنبم، ز جای؟»

همیار

جوابمن با آمدن سیل پرزور و خروشان از جایم تکان نخوردم حالا تو چه کسی هستی که در مقابل تو از جایم تکان بخورم؟

نشد چشمه از پاسخ سنگ، سرد به کندن در استاد و ابرام کرد

جوابچشمه از پاسخ سنگ، دلسرد و ناامید نشد و به کندن مشغول شد و پافشاری کرد.

بسی کند و کاوید و کوشش نمود کز آن سنگ خارا، رهی بر گشود…

جواببسیار زمین را کند و آنقدر تلاش کرد که از میان آن سنگ سخت، راهی باز کرد.

برو کارگر باش و امیدوار که از یأس، جز مرگ، ناید به بار

جوابپس برو برای هدفت کار کن و همیشه امیدوار باش که از ناامیدی چیزی به جز نابودی و مرگ به دست نمی‌آید.

گرت پایداری است در کارها شود سهل، پیش تو دشوار ها

جواباگر در کارهایت پایداری و پافشاری باشد، تمام کارهای دشوار در مقابل تو آسان می‌شود.

 

معنی کلمات درس 17 فارسی پنجم

سلیمان : نام یکی از پیامبران الهی که بهر حیوانات ، جن و انسان ها فرمان روایی مهی کرد
موری : مورچه ای
وزان : مخفف و از آن
گران : بزرگ و سنگین
کاه : علف
سعی : تلاش و کوشش
فارغ : آسوده ، راحت
به تندی : به سرعت
مسکین : بینوا ، نیازمند
ملک : سرزمین ، قلمرو
خونابه خوردن : رنج بسیار کشیدن
میازار : اذیت نکن ، آزار نرسان
سور : جشن و مهمانی
قناعت : قانع بودن
توشه : خوراک و آذوقه سفر
گنج : گوهر ها و چیزهای قیمتی
همواره : همیشه
کامکاری : نیک بختی ، خوش بختی
رسم : روش ، شیوه
بردباری : شکیبایی ، صبر
هشیاران : عاقلان ، دانایان
گه (با ــَـ): مخفف گاه
تدبیر : اندیشیدن به منظور پیدا کردن راه حلی برای مشکل
عاقل : دانا ، عالم
بینا : آگاه و هوشیار
پیرایه : آنچه سبب زیبایی شود ، ابزار آراستن ، زیور و زینت
اینک : حالا
پیشگاه : صحن
حضور یافته ام :مشرف شده ام ،آمده ام
جایگاه : مرتبه ، درجه
رحمت حق بر آنان باد : لطف خدا بر آنان باد
شوق آموختن : علاقه به یاد گرفتن
مکتب : مدرسه ، دبستان
از بر کردم : حفظ کردم
آداب : رسم و روش

معین کرد : مسخص کرد
پر مهر : پر از عشق و محبت
اثر گذار : تاثیر گذار
ماندگار : پایدار ، ماندنی
بدگویی حسودان : بد گفتن و به زشتی یاد کردن انسان های حسود
رانده شده : اخراج شد
خوارزم : نام سرزمینی که ابوریحان در آن زندگی می کرد
مهارت : ماهر بودن در کاری
حساب کردن : شمردن
اختر شناسی: ستاره شناسی ، نجوم
حکمت : دانش و معرفت و علم
ناگزیر : ناچار
نان آور خانه : کسی که مایحتاج خانواده را فراهم می کند
یاور : یاری کننده
کسب علم و معرفت : به دست آوردن علم و دانش
مهرگان : پاییز ، اوایل پاییز
دانستم : فهمیدم ، دریافتم
عزم : قصد ، اراده
شدم : رفتم
عالمان : دانایان ، خردمندان
مردم عادی : عامه ی مردم
دیار : سرزمین ، ناحیه
پژوهش : تحقیق
خردمندانه : عاقلانه
چه بسا : بسیار ، فراوان
پرسشگر : سوال کننده
هوشمندی : آگاهی
در دل داشت : قصد و نیست داشت که به خانه کعبه برود
به سبب : به علت
پس از درگذشت مادر : پس از فوت مادر
راهزنی : غارتگری
سکه : پول فلزی
صادق : راستگو
دینار : سکه ی طلا
توشه ی من است : خوراک و آذوقه سفرم است
ناپسند : نکویده ، زشت

صمیمی : بسیار نزدیک
هم نشین : دوست
خاکیان : اهل خاک ، مردم و انسان ها
برکرده اند : بلند کرده اند
خاکدان : دنیای خاکی ، این جهان
ضمیر : باطن
لطف : مهربانی ،رحمت
پرتو : روشنایی
معرفت : شناخت و علم
بپرور : پرورش بده
نیک : خوش – خوب
ملک: پادشاه
غافلان : نادانان

مخالف کلمات درس کار و تلاش پنجم

مخالف کلمات درس 17 فارسی پنجم

مخالف بنشینم # بایستم
مخالف می گذرد# نمی گذرد
مخالف حضور # غیاب
مخالف قبول # مردود
مخالف فراز # نشیب
مخالف نخستین# آخرین
مخالف شیرین# تلخ
مخالف بهترین# بدترین
مخالف ماندگار # زودگذر
مخالف رنج # خوشی
مخالف خفتن # بیداری
مخالف ناشناخته # شناخته
مخالف رفتن # آمدن
مخالف دروغگو# راست گو
مخالف پاک # آلوده
مخالف نا پسند # پسندیده
مخالف دراز # کوتاه
مخالف غافلان # هوشیاران
مخالف بیدار # خواب

واژگان هم خانواده درس 17 فارسی پنجم

هم خانواده ارزش: با ارزش ، ارزشمند
هم خانواده رحمت: رحمان ، رحیم حق: حقوق
هم خانواده مکتب: مکاتب ، مکتوب
هم خانواده خواندن: خواننده ، خوانش
هم خانواده وظایف: وظیفه ، موظف
هم خانواده آموزش: آموزنده ، آموختنی
هم خانواده کسب: کاسب ، کسبه
هم خانواده معرفت: عارف ، عرفان
هم خانواده عشق: عاشق ، معشوق
هم خانواده حج: حجاج ، حاجی ، حاجیان
هم خانواده ضمیر: ضمایر
هم خانواده لطف: الطاف ، لطیف

دیدگاه : 9

  • سحر :

    عالی عالی هست

  • آیلین :

    عالی بود💙💚

    • م م ع :

      خیلی خوبه عالی🌹

  • امیر :

    چرا معنی شعر کار و تلاش نیست

  • Sarina AliKhani :

    سلام عالی بود ممنون

  • Sarina AliKhani :

    سلام عالی بود ممنون من همیشه از اینجا تقلب میکنم 😉😆

  • سارینا :

    عالی بود

  • سارینا :

    عالی بود من امتحانات م رو از اینجا قبول شدم

  • نازنین :

    وای خدایاااااا چقد خوبه این اپپپ مرسی از سازنده واقعا
    من وقتی معلممون سوال میپرسه از اینجا میگم جوابو

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *