معنی درس سوم فارسی نهم ( مثل آیینه) + حکایت باغبان نیک اندیش

معنی مثل آینه فارسی نهم (درس 3)

معنی درس سوم فارسی نهم

معنی مثل آینه فارسی نهم (درس 3)

نام درس : مثل آینه | موضوع : معنی کلمات – معنی شعر | پایه نهم

معنی درس سوم فارسی نهم

معنی تمام درس های فارسی نهم

گزارشدرس سوم :: مثل آینه | کار و شایستگی + حکایت باغبان نیک اندیش

 

معنی کلمات مثل آینه

ایام: جمع یوم، روزها ره: راه
دیدگان: چشمان دریغا: دریغ، افسوس
درنگر: نگاه کن زنگار: زنگ زدن، آلودگی، گرد و غبار
شمر: به شمار آور عار: عیب و نقص
عیب: نقص بصیرت: آگاهی
پندار: گمان خود پسندی: خود خواهی
درنگر: نگاه کن دیدگان: چشمان
ره: راه غنیمت: با ارزش بودن، سود بردن از چیزی
فراتر: باالتر گام: قدم
متاع: کلال نقش: تصویر، شکل
نیک بخش: خوشبختی گه: گاه
باطل: کار حرص: زیاده خواهی
خسرو: پادشاه فرتوتی: پیری، ناتوانی

آینــــه، چــون نقش تو بنمـود راست خود شکن آیـــینه شکستن خطاست
پاسخاگر آینه عیب و نقص هایت را به تو نشان داد، آن را نشکن، بلکه عیب و نقص هایت را برطرف کن، زیرا از بین بردن و شکستن آیینه اشتباه  بزرگ است

 

 

معنی شعر کار و شایستگی فارسی نهم

آینه ، چون نقش تو بنمود راست خود شکن ، آیینه شکستن خطاست
پاسخاگر آینه ، عیب های تو را به درستی نشان داد ، نباید آینه را بشکنی ، بلکه درست آن است که خودت را اصلاح کنی.

آرایه : راست و خطا : تضاد / بیت ضرب المثل ( امثال و حکم ) است./خود شکستن : کنایه از اصلاح کردن خود

« شکن » و « شکستن » هم خانواده است.

« آیینه » و « آینه » ، جناس نیستند چون که تفاوت معنایی به وجود نمی آورند. 

 جوانی گه که کار و شایستگی است گه خود پسندی و پندار نیست
دوره ی جوانی ، هنگام کار و نشان دادن لیاقت است . زمان تکبّر و خیال پردازی نیست.

لغت : گه : زمان (مخفّف گاه / شایستگی : لیاقت ، شایسته بودن / خودپسندی : غرور و خودخواهی / پندار : خیال ، وهم

نکته دستوری : جوانی و شایستگی : مشتق / خودپسندی : غرور و خودخواهی / پندار : خیال ، وهم

چو بفروختی ، از که خواهی خرید ؟ متاع جوانی به بازار نیست
پاسخ اگر دوران خوش جوانی را از دست دادی ، دیگر نمی توانی آن را به دست بیاوری ، زیرا جوانی را در هیچ کجا نمی فروشند.

لغت :متاع : کالا ، جنس

آرایه ادبی :متاع جوانی : اضافه تشبیهی / فروختن و خریدن و متاع و بازار : مراعات نظیر / بازار : استعاره از دنیا

نکته دستوری :بفروختی : ماضی ساده ( ساخت قدیم) / که : (چه کسی ) ضمیر پرسشی / خواهی خرید : فعل مستقبل ( آینده )

غنیمت شمر ، جز حقیقت مجوی که باری است فرصت ، دگر بار نیست
پاسخقدر جوانی خودت را بدان و به دنبال حقیقت باش ، زیرا ، فرصت زندگی برای هرکس یک بار ، بیش تر نیست.

لغت :باری : یک بار / فرصت : وقت مناسب برای انجام کاری

نکته دستوری :در مصراع دوم ، فعل های « است » اسنادی است و « باری » مسند

مپیچ از ره راست بر راه کج چو در هست ، حاجت به دیوار نیست
پاسخهمان طوری که برای داخل شدن از در استفاده می شود نه دیوار ، تو هم تا وقتی که راه راست وجود دارد از بی راهه نرو . ( از راه راست منحرف نشود و به سمت کارهای ناشایست نرود.)

آرایه :راست و کج : تضاد / در و دیوار : مراعات نظیر / بر و در : جناس / راه راست به در و راه کج به دیوار تشبیه شد. / مصراع دوم تمثیل است.

نکته دستوری :مپیچ : فعل نهی / هست به معنی وجود داشتن ، فعل غیر اسنادی

ز آزادگان ، بردباری و سعی بیاموز ، آموختن ، عار نیست
پاسخاز انسان های جوان مرد ، شکیبایی و تلاش را یاد بگیر و بدان که آموختن از انسان های دیگر ، ننگ نیست.

لغت :آزادگان : جوانمردان ، وارستگان / بردباری : شکیبایی / سعی : تلاش / عار : ننگ ، عیب ، باعث سرافکندگی

نکته دستوری :آزادگان و آموختن : مشتق / بردباری : مشتق – مرکب / سعی : ساده / بیاموز : فعل امر / عار : مسند

به چشم بصیرت به خود ، در نگر تو را تا در آیینه ، زنگار نیست
پاسختا وقتی که ، دل تو دچار آلودگی گناه نشده با بینش و بصیرت در وجود خودت و کارهایت ، اندیشه کن.

لغت :بصیرت : بینش ، بینایی / زنگار : زنگ ، تیرگی

آرایه :چشم و نگر : مراعات نظیر / آیینه : استعاره از دل / زنگار : استعاره از تیرگی ، لغزش و گناه / تکرار «ر» : واج آرایی

نکته ی دستوری :درنگر : فعل پیشوندی / تا ( وقتی که ) : پیوند وابسته ساز / « را » : فکّ اضافه تا در آیینه تو / نیست ( وجود ندارد ) : فعل غیر اسنادی

همی دانه و خوشه ، خروار شد ز آغاز ، هر خوشه خروار نیست
پاسخقطعاً با جمع شدن دانه ها و خوشه ها ، خرمن به وجود می آید. هیچ دانه و خوشه ای در آغاز ، خرمن و خروار نبوده است.

لغت :خوشه : چند دانه ی به هم پیوسته / خروار : واحد اندازه گیری وزن ، مقداری زیاد از هر چیز

آرایه :دانه و خوشه و خروار : مراعات نظیر / تکرار « خ » : واج آرایی / تکرار واژه های خوشه و خروار : تکرار

نکته ی دستوری :« همی » در اینجا به معنی « قطعاً » و « همانا » است و قید تأکید می باشد.

نکته ی دستوری :خوشه و دانه : ساده / خروار در مصراع اول و دوم ، مسند است.

مفهوم کلی :انسان ها باید برای رسیدن به هدف ها و موفقیت ها ، اندک اندک و گام به گام ، قدم بردارند.

همه کار ایّام درس است و پند دریغا که شاگرد هشیار نیست
پاسخروزگار ، سراسر درس عبرت است امّا ، افسوس که انسان آگاه و هوشیاری وجود ندارد که از این همه درس ، پند و عبرت بگیرد.

لغت :ایّام : جمع یوم ، روزها / دریغا : افسوس

آرایه :درس و شاگرد : مراعات نظیر / تلمیح به حدیث حضرت علی (ع) : ما اکثر العبر و اقل الاعتبار : عبرت ها چه بسیارند و عبرت پذیران ، اندک.


 

 

معنی حکایت باغبان نیک اندیش

معنی حکایت باغبان نیک اندیش

* روزی خسرو به تماشای صحرا بیرون رفت. باغبانی را دید، مردی پیر و سالخورده. با این حال، سرگرم کاشتن نهال درخت بود.

پاسخ

یک روز پادشاهی برای گردش کردن به دشت و صحرا رفت. باغبان پیر و سال خورده ای را دید که مشغول کاشتن نهال درخت بود.

لغت :خسروی : پادشاهی / تماشا : گردش کردن به قصد تفریح

نکته‌ی دستوری : روزی : اسم نکره (ی : نکره) و ساده است. / بیرون : قید / باغبانی : مشتق و «ی» آن، نکره / مردی پیر و سال خورده : دو ترکیب وصفی (سال خورده : صفت مشتق – مرکّب است) / سرگرم : مرکّب / کاشتن : مشتق

 خسرو گفت : ای پیر، در موسم کهن سالی و فرتوتی، کار ایّام جوانی، پیشه کرده ای.

پاسخپادشاه گفت : «ای پیرمرد، در زمان پیری و سال‌خوردگی، کارهای دوره‌ی جوانی را انجام می‌دهی. »

لغت :فرتوتی : پیری، سال‌خوردگی / ایّام : ج یوم : روزها / کار ایّام جوانی : کارهایی که مربوط به دوره‌ی جوانی است.

وقت آن است که دست از این میل و آرزو برداری و درخت اعمال نیک در بهشت بنشانی.

پاسخزمان آن رسیده که علاقه و اشتیاق به کارهای مادّی را رها کنی و کارهای خوب و شایسته ای را انجام دهی تا به بهشت بروی.

مفهوم کلّی :ترک دنیای مادّی و ذخیره‌ی اعمال معنوی.

لغت :میل : علاقه / آرزو : خواسته و اشتیاق / اعمال : ج عمل، کارها / بنشانی : بکاری

آرایه‌ها :درخت بنشانی : مراعات نظیر / درخت اعمال نیک : اضافه‌ی تشبیهی

 چه جای این حرص و هوس باطل است؟ درختی که تو امروز نشانی، میوه‌ی آن کجا توانی خورد؟

پاسختو در این سن و سال نباید به فکر طمع و آرزوهای مادّی باشی. تو تا بزرگ شدن درخت و محصول دادن آن، زنده نمی‌مانی و نمی‌توانی از آن بهره‌مند شوی.

نکته دستوری :جمله، پرسشی انکاری (استفهام انکاری) است.

 باغبان پیر و پاک دل گفت : «دیگران نشاندند، ما خوردیم؛ اکنون ما بنشانیم تا دیگران خوردند».

پاسخباغبان پیر و بی کینه گفت : انسان‌های قبل از ما زحمت کشیدند و ما از دست رنج آن‌ها استفاده کردیم، الآن ما می‌کاریم تا آیندگان از آن‌ها، بهره ببرند.

لغت :پاک دل : بی کینه / نشاندند : کاشتند

نکته‌ی دستوری :باغبان : مشتق / پاک دل : صفت مرکب

تاریخ ادبیات:مرزبان نامه : کتابی است به شیوه‌ی «کلیله و دمنه» که مرزبان بن رستم شروین پریم، یکی از اسپهبد ان مازندران، آن را به زبان مازندرانی کهن (طبری) نوشته بود و سعدالدّین ورا وینی آن را به پارسی دری برگرداند. این کتاب، مشتمل بر داستان‌ها و تمثیل از زبان حیوانات است.

نوع نثر : فنّی و مصنوع

از کتاب : مرزبان نامه، سعدالدّین وراوینی

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *