معنی ارمغان ایران فارسی هشتم + فوت کوزه گری (درس 3)

معنی درس 3 فارسی هشتم

معنی شعر و کلمات درس 3 فارسی هشتم

معنی درس 3 فارسی هشتم

نام درس : ارمغان ایران | موضوع : معنی کلمات – معنی شعر | پایه هشتم

معنی شعر و کلمات درس 3 فارسی هشتم

در مطالب قبلی برای شما گام به گام فارسی هشتم را قرار داده بودیم که از طریق لینک زیر میتوانید به آن مراجعه نمایید. در این قمست جهت تکمیل شدن مطلب معنی شعر این درس آماده شده است.

گام به گام درس 3 فارسی هشتم (به زودی)

 

معنی کلمات ارمغان ایران

درس سوم:  صفحه 30
بس: بسیار
کهن: قدیمی
دیری: زمان طولانی
درازنای: طول
لیک: اما
برمی کشد: بالا می برد
سپند: پاکی
فر: شکوه
فرزانگی: دانایی
فرهیختگی: علم آموختگی
داد: عدالت
آزادگان:جوانمرد
تیره رأی:بد فکر
ارجمند: با ارزش، بالا مقام
خرد: عقل و دانایی
خامه: قلم
پیراسته: پاک شده
آلایش: کثیفی
پلشتی: ناپاکی
ددی: وحشیگری
بِخْرَد: دانا
روشن رایان: روشن فکران
گُرد: پهلوان
یَلَان: پهلوانان
پُردل: شجاع
نامدار: مشهور
می نازیم: افتخار می کنیم
همگِنان:هم نوعان
سربرمی افرازیم: سر بلند می کنیم، افتخار می کنیم
بُنِ جان: ته دل
تبار: نژاد
نژاده:با اصل، اصیل
تابناک:روشن
پرفروغ: روشن
نَسْتوه: خستگی ناپذیر
بسنده:کافی
گرانی: سنگینی
ستبر: قوی
دریغ نورزد: کوتاهی نکند
خیرگی:تعجب
بهروزی: روز خوب
زدود: پاک کرد
هان و هان: بدان و آگاه باش
خوار مدار: پست و فرومایه نکن
برهان: آزاد کن
بیشه:دشت سر سبز
بپوی: جستجو کن
برگزید:انتخاب کرد
بی گزند:بی صدمه، بدون بلا و آسیب

معنی روان متن : ای فرزند من ! باهوش و محبوب من ایران سرزمین ما سرزمینی است بسیار قدیمی که در طول تاریخ خود بزرگترین و آباد ترین کشور جهان بوده است ؛ ولی آنچه ایران ما را از دیگر کشورهای نیرومند جهان جدا می کند و بالا می برد این است که کشور ماهمواره سرزمین مقدس و با شکوه و خردمندانه و علم آموزی بوده است .

دانش ادبی : فرزندم ( منادا ) حرف ندا محذوف است ( ای ) / سرزمین ما ( بدل ) برای ایران / بزرگترین ، آباد ترین ( صفت عالی ) / سپند و فر و فروغ و فرزانگی و فرهیختگی ( مراعات النظیر ) و واج آرای حرف ( و)

دانش زبانی : فرزندم ، دلبندم ( مضاف و مضاف الیه ) ترکیب اضافی /سرزمین ما ترکیب اضافی /بوده است ( ماضی نقلی )

معنی روان متن : ایرانیان با دیگر مردمان همواره به مرد بودن و عدالت و خردمندی رفتار می کرده است ؛ بیهوده نیست که سرزمین ما را ( ایران ) می نامند که به معنی سرزمین جوان مردان است و جوان مردانی که آزاد به دنیا آمده اند .

دانش ادبی : داد و دانایی ( مراعات النظیر ) و واج آرایی حرف ( د) / آزادگان است ( مسند و فعل اسنادی ) آزاد زادگان است که فعل است حذف شده و مسند و فعل اسنادی است/

دانش زبانی :ایرانیان ( مشتق ) / داد به معنی عدالت هم خانواده عدل و هم معنی دادگری / آزادگان ( مشتق ) /آزاد زادگان ( مشتق مرکب )

معنی روان متن : دشمنان بدخواه و بداندیش و گستاخ ما نیز به ناچار این سرزمین را به این نام مقدس و ارجمند می نامند و ایرانیان را به علت آزاد مردیشان ستایش می کنند . به ا ین شکل بهترین و عالی ترین سوغات ایران به دیگر سرزمین ها ، علم و خرد و فرهنگ بوده است .

همیار

دانش ادبی : دشمنان تیره رای ( موصوف و صفت ) خیره روی ( صفت دوم ) بواسطه ( و) حرف ربط نقش قبل خود را می گیرد /سپند و ارجمند ( مراعات النظیر و مترادف ) /برترین و گرمی ترین ( صفت عالی ) / اندیشه و خرد و فرهنگ ( مراعات النظیر )

دانش زبانی : تیره رای و خیره روی ( مرکب ) / سپند ( ساده ) / ارجمند ( مشتق ) / می ستایند (مضارع اخباری ) برترین و گرامی ترین ارمغان ایران ( گروه اسمی و ارمغان هسته همراه با وابسته پیشین که صفت عالی است و وابسته پسین که مضاف ا لیه می باشد )/بوده است (ماضی نقلی )

معنی روان متن : ای فرزند گرامی من می دانی که بهترین و پابرجا ترین ستایش آن است که بر زابن و قلم دشمن جاری می شود ؛ زیار مدحی است که از هر آلودگی دور شده باشد . دشمنی که به جز زشتی و نا پاکی و کم کاری و نا درستی و وحشی گری و بدی نمی خواهد و نمی خواهد ببیند؛ هنگامی که ایران و ایرانی را تقدیری می کند از روی ناچاری این کار را انجام می دهد که در برابر بزرگی و ارجمندی این دو سر تعظیم فرود می آورد و اقرار به ستایش می کند .

دانش ادبی : گرامیم ( منادا ) / زبان و خامه ( مراعات النظیر ) / زشتی و پلشتی و کاستی و ناراستی و ددی و بدی ( مترادف و مراعات النظیر ) واج آرایی حرف ( ی ) و ( -ُ ) / سر فرود آوردن ( کنایه از تعظیم کردن ) / زبان به ستایش بگشاید ( کنایه از اقرار کردن )

دانش زبانی : برترین و استوار ترین ( صفت عالی ) / می دانی ( مضارع اخباری ) / آلایش ( مشتق )

معنی روان متن: بله میهن با شکوه ما این محل پیدایش خردمندان و عالمان و نیک اندیشان و این مرکز نور و درستی ، این کشور مردان پهلوان و پهلوانان شجاع و دلیرانی که مانند شیر هستند و پهلوانان مشهور سرزمینی است که ما به آن افتخار می کنیم و سرمان رابالا نگه می داریم .

دانش ادبی : بخردان و دانایان و روشن رایان ( مراعات النظیر و مترادف ) /مردان گرد ، یلان پر دل ، دلیران و شیران ، پهلوانانی نامدار ( مراعات النظیر و مترادف ) /

دانش زبانی : شکوهمند ( مشتق ) /آری ( شبه جمله ) /روشن رایان ( صفت جانشین اسم ) / مردان گرد ، یلان پردل ( موصوف و صفت ) / همگنان ( مشتق ) / بر می افرازیم ( فعل پیشوندی )

معنی روان متن:ای فرزندمن ، من می دانم و شکی ندارم که تو ایران را از ته قلبم دوست دارم زیرا تو از ایرانیان اصیل و بانژاد و جوانمرد هستی ؛ از آن پاک نهادان که روح و روانشان از مهر ایران روشن است و دلشان به نام و یاد ایران می تپد و عاشق ایران هستند ؛ از آن آدم های عاقل و دانا که اکنون ایران را به گذشته ی روشن آن متصل می کند. تو از آن روشن فکران هستی که استوار و خستگی ناپذیر مانند کوه می کوشند که آن گروه از ایرانیان را که از خود بیگانه شده اند به خود باز گردانند و اصالت خود را بشناسند .

دانش ادبی : فرزندم ( منادا ) / نژاده و آزاده ( مترادف و مراعات النظیر ) / یاد ایران می تپد ( کنایه از عاشق شدن ) / تو استوار چون کوه ( تشبیه ) /

دانش زبانی : دوست می داری (مضارع اخباری ) /باز آورند ( فعل پیشوندی ) تابناک است ( مسند و فعل اسنادی ) / نژاده و آزاده ( صفت نسبی )

معنی روان متن: ای فرزند من ، در من کمترین شکی هم وجودندارد که تو ایران را دوست داری ولی دوست داشتن کافی نیست بلکه ایران را باید شناخت تا بتوانی آن را آنگونه که شایسته است بر دیگران معرفی کنی . این مسئولیتی است که بر عهده تو قرار داده اند .

دانش ادبی : ای فرزندم ( ندا و منادا ) /می باید ( قید تاکید ) / شایسته و سزاوار ( مترادف ) بردوش نهادن ( کنایه از دادن مسئولیت به کسی )

دانش زبانی : نیست ( وجود ندارد ) فعل غیر ربطی / مرا ( برای من ) که ( من ) متمم است

معنی روان متن : مسئولیتی به سنگینی کوه دماوند که هر پشتی را خم می کند و درهم می شکند ، مگر کمر محکم و استوار و نیرومند فرزند ایران که تو هستی .

دانش ادبی : پشت خرد کردن ( کنایه از شکست خوردن ) / باری به گرانی دماوند ( تشبیه گرانی وجه شبه و باری مشبه و دماوند مشبه به ) / باری کنایه از سنگینی /ستبر و ستوار ( مترادف )

دانش زبانی : فرزند ایران ( ترکیب اضافی ) / تویی ( تو هستی ) مسند و فعل اسنادی

معنی روان متن :به هر حال می دانم که هر کس ایران را به خوبی بشناسد به آن علاقمند خواهد شد و با جوش و خروش کوشش خواهد کرد که در آبادی و آزادی و شکوفایی و توانمندی و پیروزی و خوشبختی آن از هیچ تلاشی کوتاهی نکند و کوتاهی نکند .

دانش ادبی : جوشان و پر توان ( مترادف و مراعات النظیر ) / آبادی و آزادی ( مراعات النظیر ) و جناس / شکوفایی ، توانایی ، پیروزی و بهروزی ( واج آرایی حرف ( و) ) /تلاش و تکاپو ( مراعات النظیر و مترادف ) /

دانش زبانی : می دانم ( مضارع اخباری ) / خواهد کوشید ( مستقبل )

معنی روان متن :این را بدان و آگاه باش که آنچه من به تو می گویم از روی اگاهی است و از اعتقادات محکم ایجاد شده است به آنچه که تو باید بدانی و باید انجام بدهی . تو هستی که بر شکوه و روشنایی ایران خواهی افزود و چشم تمام جهان را خیره خواهی کرد و و تاریکی که از عدم شناخت وطنت و از خود بیگانگی را از خود پاک خواهی کرد .

دانش ادبی : فر و فروغ ( مراعات النظیر )

دانش زبانی : بدان و آگاه باش ( فعل امر ) / آگاهی است ( مسند و فعل اسنادی ) / بر آمده ( ایجاد شده ) / می باید بکنی ( فعل امر ) /جهانیان را ( مفعول )

معنی روان متن :آگاه باش ! خود را خوار و ذلیل نکن !زیرا در این روزگار تو چشم و چراغ ایران هستی و درجهان با ارزش ترین هستی ؛ پس دل خود را از هر آلودگی و شک در باره خود و وطنت پاک کن و دور کن و به این سخن اعتقاد داشته باش که فرزند ایران و سرزمین فرهنگ و ادب و اندیشه را مانند شیران شجاع و قدرتمند هستی .

دانش ادبی : هان و هان ( اصوات ) / چشم و چراغ ایران ( کنایه از اینکه عزیز ایران هستی ) / جهان ( مجاز از مردم ) / گرامی ترین ( صفت عالی ) / شیر شیران ( تشبیه ) فرزند ایران مشبه ، شیر بیشه مشبه به و وجه شبه دلیری و شجاعت داشتن ( تشبیه بلیغ )

دانش زبانی : پاک ساز ( فعل امر ) / خوار مدار ( فعل امر )

معنی روان متن :بخوان و جست و جو کن و ایران و خود را بشناس و خداوند پاک را ستایش کن به خاطر اینکه تو را فرزند ایران انتخاب کرده است .

دانش زبانی : بخوان و بدان و بپوی (فعل امر ) / بشناس ( فعل امر ) / بگزار ( فعل ا مر )

معنی روان متن :بله تو هستی که آینده میهن را درخشان و نورانی خواهی کرد .

دانش زبانی : تو هستی ( مسند و فعل اسنادی ) / خواهی ساخت ( فعل مستقبل )

معنی روان متن :خدای بزرگ پشت و پناه تو و میهن باشد و تن و جانت از گزند دشمنان در امان باشد و میهن تو آبادان باشد

دانش زبانی : فعل باد که دعایی است بعد از ( میهن ) و ( بی گزند )به قرینیه لفظی که در پایان جمله آمده حذف شده است . هر سه جمله دعایی هستند .

 

 

 

معنی کلمات فوت کوزه گری

حکایت:همدلی و اتحاد صفحه 35
چیره:پیروز، غالب
ظفرمند: پیروزمند

 

 

 

دیدگاه : 8

  • عسل :

    عااااااالیه
    من تمممممماااااام کلماتی که توی سایت های دیگه پیدا نکردم رو اینجا پیدااااا کردم.😍😍😍😍🙂🙃😊

  • tina :

    📌📌📝📝📝💖💖✌✌

    • Sina :

      خیلی خوبه توی این روزا کرونایی بعضی از معلم ها زیاد وقت نمیگذارن و من همه کلمات رو پیدا کردم خیلی هم عالی بود

  • برنا :

    سلام
    ممنون خیلی از زحماتان خیلی تاثیر گذار بود

  • فرشته :

    عالیه ممنونیم ازتون

  • محمد :

    این وبسایت بدرد نمی خوره

  • محمد :

    عالی هست

  • آیناز :

    عالیه دستتون درد نکنه

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *