معنی درس هشتم فارسی نهم (هم زیستی با مام میهن) + شعر دور اندیشی

معنی درس هشتم فارسی نهم (هم زیستی با مام میهن) + شعر دور اندیشی

درس 8 فارسی نهم

معنی درس هشتم فارسی نهم (هم زیستی با مام میهن) + شعر دور اندیشی

نام درس : هم زیستی با مام میهن | موضوع : معنی کلمات – معنی شعر | پایه نهم

درس 8 فارسی نهم

🧧 معنی فارسی نهم / درس هشتم :: هم زیستی با مام میهن

معنی کلمات درس هشتم فارسی نهم

اقلیت: کم بودن، گروه اندک
رزم: جنگ
اهرمن خویان: دشمن صفتان
شناسنده: آشنا کننده
آبشخور: جایی که از آن میتوان آب نوشید
آرامستان: جای آسودن، محل آرامش
آرمیدهاند: آرام گرفتهاند
بوم و بر: سرزمین
پیکار: جنگ
دو سویه: دو طرفه
شناسنده: آشنا کننده
فراخنا: پهنا و گستردگی
کردگار: آفریدگار گرامی
گوهر: چیز با ارزش
گزند: آسیب
مایه ور: ثروتمند، ارجمند
میغرند: فریاد میزنند
هراس: ترس
گاهواره: گهواره، مهد، زمین هموار
کام: دهان
تپنده: بیقرار، لرزان و جنبان
کردگار: آفریننده
اهرمن: اهریمن، شیطان
چونان: چون آن، هم چون
کنام: محل زندگی جانوارن وحشی، بیشه
سر به سر: سراسر
درویش: فقیر
پویه کردن: دویدن
زی: به سوی
بن: ریشه، ته، انتها
کردگار: خداوند
ندا: بانگ، آواز

جواب درس 8 فارسی نهم
❇️1 ـ همی خواهم از کردگار جهان / شناسنده ی آشکار و نهان

معنی: از خداوند بزرگ که آفریننده جهان است و پنهان و آشکار جهان را میشناسد، میخواهم.

آرایه : تضاد(آشکار و نهان)

❇️2 ـ که باشد ز هَر بد ، نگهدار تان / همه نیک نامی بُوَد یارتان

معنی: که از هر بدی و آسیب در امانتان نگه دارد و همیشه نیک نامی و یار و یاور تان باشد.
آرایه : تضاد(بد و نیک)

❇️3 ـ ندانی که ایران ، نشستِ من است / جهان سر به سر ، زیر دستِ من است

معنی: نمیدانی که ایران جایگاه، وطن و محل نشست من است و جهان هستی به طور کامل در اختیار و زیر دست من است.

نشستِ من : جایگاه نشستن ، مسکن / سر به سر : همه / (مفهوم بیت : من از همه قوی تر هستم)

❇️4 ـ همه یکدلانند یزدان شناس / به نیکی ندارند از بد ، هراس

معنی: مردم ایران در هر قوم و قبیلهای که هستند، خدای یگانه را پرستش میکنند و با نیک نامی از بدی و پلیدی هراسی ندارند و یک دلند

هراس : ترس ، نگرانی / یزدان : منظور خداوند / آرایه : تضاد(نیکی و بد)/ « به » در مصراع دوم به معنایِ« در برابرِ ، در مقابلِ» / (مصراع دوم : به خاطرِ نیکی هایشان ، از بدی نمی هراسند.)

❇️5 ـ دریغ است ایران که ویران شود / کُنامِ پلنگان و شیران شود

معنی: جای افسوس است از این که ایران از بین برود و آشیانه و جایگاه حیوانات درنده وحشی بشود.

دریغ : افسوس، اندوه / ویران : نابود، خراب / کنام : آشیانه ، بیشه ، جایگاه حیوانات درنده/

آرایه‌ها :تناسب(کنام، پلنگان و شیران) / پلنگان و شیران : استعاره از هر ویرانگری /
* در این بیت ، تشبیه نداریم و استعاره آمده/ جناس ناقص اختلافی در حرف اوّل(ایران و ویران) / واج آرایی حرف «ن»/ *نکته دستوری : دریغ : مسند / ویران و کنام : مسند (البته می‌توان گروه اسمی) کنام پلنگان و شیران را گروه مسندی گرفت.

❇️6 ـ چو ایران نباشد ، تن من مباد / در این بوم و بر ، زنده یک تن مباد

معنی: اگر قرار است که ایران نابود شود، از خدا می‌خواهم که من هم نیست و نابود شوم و هیچ کس دیگری در این سرزمین، زنده نباشد.

/ آرایه : واج آرایی حرف «ن» / تن و من : جناس /* نکته دستوری : چو (= اگر) : حرف ربط / مباد : فعل دعایی است / زنده : مسند / یک تن : نهاد

❇️7 ـ همه سر به سر ، تن به کشتن دهیم / از آن به که کشور ، به دشمن دهیم

معنی: اگر همه ی ما (ایرانیان) خودمان را به کشتن بدهیم ، بهتر از آن است که کشور خود را به دست بیگانگان بدهیم.

/ سر به سر : همه / بِه : بهتر (واژه ی مخفّف) و از نظر دستوری (صفت برتر یا تفضیلی)

 

 

معنی شعر دور اندیشی فارسی نهم

معنی شعر دور اندیشی فارسی نهم

1 : کودکی از جمله آزادگان رفت برون با دو سه همزادگان

معنی: کودکی از خانواده ی انسان های نجیب و اصیل با دو سه نفر از هم سن و سالهای خودش ، برای بازی کردن ، بیرون رفت .

لغت : از جمله ی : از گروه ، از مجموعه ی / آزدادگان : ج آزاده ، اصیل و نجیب ، جوانمرد / همزادگان : ج همزاد ، هم سن و سال

نکته ی دستوری : کودکی : ساده («ی» در کودکی نکره است.)/ آزادگان و همزادگان : جمع

2 : پای چون در راه نهاد آن پسر پویه همی کرد و درآمد به سر

معنی: وقتی که آن پسر بچّه شروع به حرکت و دویدن کرد ، با سر به زمین خورد.

لغت : پویه کردن : دویدن ، پوییدن

آرایه : پا و سر مراعات نظیر / پسر و سر : جناس / پای در راه نهادن و به سر در آمدن : کنایه

نکته ی دستوری : پویه : مشتق ( پوی + ه )

3 : پایش از آن پویه در آمد ز دست مهر دل و مهره ی پشتش شکست

معنی: به هنگام دویدن ، کنترل خود را از دست داد و مهره ی کمرش شکست و علاقه اش به بازی از بین رفت.

لغت : مهر : عشق و علاقه / مهره ی پشتش : ستون فقرات

آرایه : پا زدست درآمدن ، کنایه از بی اختیار شدن ، کنترل از دست رفت / پا ، دست و دل : مراعات نظیر / مهر دل شکست : کنایه

4 : شد نفس آن دو سه هم سال او تنگ تر از حادثه ی حال او

معنی: به خاطر این حادثه ( زمین خوردن آن کودک ) آن دوستان هم سن و سالش ، احساس ناراحتی و اندوه می کردند.

آرایه : تنگ شدن نفس : کنایه از احساس ناراحتی و اندوه کردن / حال و سال : جناس

نکته ی دستوری : دو سه هم سال : ترکیب وصفی ( دو و سه ، صفت پیشین شمارشی هستند.)

تنگ تر : صفت تفضیلی

5 : آن که ورا دوست ترین بود گفت در بن چاهیش بباید نهفت

معنی: نزدیک ترین دوستش گفت : باید او را در داخل چاهی عمیق ، بیندازیم.

لغت : بن : عمق ، ته / نهفت : پنهان کرد

نکته دستوری : دوست ترین : صفت عالی / « ـَ ش » در چاهیش : مفعول / و را : مخفف او را

6 : تا نشود راز چچو روز آشکار تا نشویم از پدرش شرمسار

معنی: تا این حادثه برای کسی آشکار نشود و ما پیش پدرش شرمنده نشویم.

آرایه : راز و روز : جناس / تکرار « ر » : واج آرایی / راز مانند روز : تشبیه

نکته دستوری : چو : حرف اضافه و روز : متمم / آشکار : دو تلفّظی ( آشکار – آشِکار ) / « ـَ ش »

در پدرش : مضاف الیه

7 : عاقبت اندیش ترین کودکی دشمن او بود از ایشان یکی

معنی: یکی از بچّه هایی که دشمن او بود ، کودکی آینده نگر و زیرک بود.

لغت : عاقبت اندیش : آینده نگر

نکته دستوری : عاقبت اندیش ترین : صفت عالی و از نظر ساخت ، مرکّب است . ( پسوند « ترین » ، در ساخت کلمه تأثیری ندارد.)

8 : گفت : « همانا که درین همرهان صورت این حال نماند نهان »

معنی: آن کودک آینده نگر گفت قطعا این موضوع در میان این دوستان همراه ، پنهان نمی ماند.

توجه : همرهان : مخفّف همراهان و درین : مخفّف در این ، است.

9 : چون که مرا زین همه دشمن نهند تهمت این واقعه بر من نهند

معنی: چون که از میان همه ی بچّه ها ، مرا دشمن او می دانند ، پس به من بد گمان می شوند.

لغت : تهمت : گمان بد ، افترا / واقعه : حادثه ، اتّفاق

10 : زی پدرش رفت و خبردار کرد تا پدرش چاره ی آن کار کرد

معنی: به سوی پدرش رفت و او را از ماجرا آگاه کرد تا این که پدرش برای آن کار ، چاره ای بیندیشد.

لغت : زی : به سوی

نکته دستوری : زی ( به سوی ) : حرف اضافه / « ـَ ش » در پدرش : مضاف الیه / خبردار : مرکّب

11 :هر که در او جوهر دانایی است بر همه چیزش توانایی است

معنی: هرکسی که در او گوهر دانایی وجود دارد ، توانایی انجام هر کاری را دارد .

لغت : جوهر : گوهر

نکته دستوری : زی ( به سوی ) : حرف اضافه / « ـَ ش » در پدرش : مضاف الیه / خبردار : مرکّب

معنی: هر کسی که در او گوهر دانایی وجود دارد ، توانایی انجام هر کاری را دارد.

لغت : جوهر : گوهر

نکته دستوری : « است » در مصراع اول به معنی وجود دارد ، فعل غیر اسنادی است.

12 : دشمن دانا که غم جان بود بهتر از آن دوست که نادان بود

معنی: دشمن دانایی که سبب غم و اندوه انسان باشد ، از دوست نادان بهتر است.

آرایه : دشمن و دوست : تضاد / بیت ضرب المثل است . / تکرار « ن » : واج آرایی

نکته دستوری : بیت از سه جمله تشکیل شده است. / در بهتر از آن دوست ، فعل « است » حذف شده / بهتر : صفت تفضیلی است که نقش مسندی دارد.

جهت مشاهده دیگر کتاب ها میتوانید از سایت همگام درس استفاده کنید. همچنین پیشنهاد میشود از جواب درس 9 فارسی نهم و همچنین معنی 9 فارسی نهم نیز دیدن فرمایید.

مطالب مرتبط

اینترنت شما در
همگام درس
همیار
۵۰%رایگان محاسبه میگردد

دیدگاه های تایید شده : 9 | در انتظار بررسی: 0

  • مانی :

    درقسمت معنی ها دو تا کلمه تکرای هست

  • رویا :

    خیلی خیلی دمتون گرم ایشالا عروسیتون 🙂

    • پرهام :

      خیلی عالی بود . ممنون❤🙏

  • عسل :

    ایول عروسیو خوب اومدی خخخخ

  • ایسا :

    عالی بود ممنون

  • مهلا :

    دمتون جیز عاالی بود

  • قاسمی :

    واقعا ممنون خیلی مفیدبود ❤❤

  • نرگس :

    سلام کارتون فوق العاده بود فقط در معنی کلمات تکرار وجود داشت 😉😁😁😁👍👍❤❤❤

  • محمد :

    به به میدونی چی خوب اینکه چهره سایت خسته کننده نیست مطالبم عالی

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.