معنی درس نوجوان باهوش فارسی هشتم (درس 9)

معنی درس نوجوان باهوش فارسی هشتم (درس 9)

کلمات و شعر های درس 9 فارسی هشتم

معنی درس نوجوان باهوش فارسی هشتم (درس 9)

نام درس : نوجوان باهوش | موضوع : معنی کلمات – معنی شعر | پایه هشتم

کلمات و شعر های درس 9 فارسی هشتم

معنی شعر های فارسی هشتم

گزارشدرس نهم :: نوجوان باهوش

معنی شعر های درس نهم

به جهان خرّم از آنم که جهان خرّم از اوست / عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست

در جهان خرم و خوشحالم چون که جهان و خرمی و خوشحالی آن را خدا خلق کرده است. من عاشق هستم عاشق همه دنیا و آفریده‌های آن هستم آن هم به خاطر این که همه عالم را خدا آفریده است.

به ارادت بکشم درد که درمان هم از اوست / به حلاوت بخورم زهر که شاهد ساقی است

با عشق و علاقه و شیرینی زهر را می‌نوشم (هر سختی و رنجی را می‌پذیرم) زیرا معشوق زیبا روی من آن را به من عرضه می‌کند و هر دردی که از جانب او باشد با دل و جان و با میل و رغبت تحمل می‌کنم و می‌پذیرم. زیرا درمان همه دردها همین معشوق زیباروی من است.

ستاره‌ای بدرخشید و ماه مجلس شد / دل رمیدهٔ ما را انیس و مونس شد
ستاره ای در آسمان هستی پدیدار گشت و در این دنیا ارجمند گردید. و برای دل‌های پریشان یار و همدم شد. منظور حضرت رسول است.

معنی کلمات های درس نهم

ارادت : دوستی، از روی اعتقاد و ایمان
سرشار: لبریز، پر
از قضا:اتّفاقاً
سرشناس:معروف، شناخته شده
استعداد :توانایی، آمادگی
شاهد: حاضر، گواه، محبوب و معشوق، خدای تعالی
انیس: یار و همدم، اُنس گیرنده
شیوع: همه گیر شدن، آشکار شدن، متداول شدن
بهانه: دست آویز، عذر بیجا
صدراعظم:نخست وزیر
پشتکار :پایداری در پیش بردن و اتمام کاری
طراوت:شادابی، تازگی
تعارف:خوش آمد گفتن به یکدیگر، پیشکش دادن
فلسفه: علمی که در باره ی حقایق موجودات و علل وجود آنها بحث می کند.
جهل: نادانی
لهجه:زبان، طرز سخن گفتن و تلفّظ، شکلی از یک زبان که با تغییراتی در یک ناحیه تکلّم شود. مثل: گیلکی، لری و.
حکمت: دانش، دانایی،
عدل: راستی
لیاقت:شایستگی، سزاوار، درخور بودن
حلاوت:شیرینی
مکث: درنگ کردن
خرافات: سخنان بیهوده، افسانه، آنچه اساس علمی و معنوی نداشته باشد.
منشأ:محلّ پیدایش، اصل
خطاب: رویاروی سخن گفتن
مونس: یار، همدم
درد :رنج، ناخوشی، بیماری
وجد: خوشی بسیار، ذوق و شوق
درمان :علاج، دارو، چاره، دوا
هلهله:فریاد شادی، صدای درهم و برهم مردم
ذکاوت: تیز هوشی، زیرکی
رسا: بلند، رسنده
رمیده : ترسیده، گریخته
زهر:سم
ساقی:کسی که نوشیدنی به دیگری دهد.
آبله = نوعی بیماری واگیر دار
ارادت = میل ، دوستی از روی بی ریایی
استعداد= آمادگی ، توانایی
تعارف = خوش آمد گفتن به یک دیگر
حلاوت = شیرینی
خطاب = رویا رو سخن گفتن
ذکاوت = تیز هوشی
رسا = بلند ، رسنده ، کلام شیوا
سرشناس = معروف ، نامدار /
شیوع = فاش شدن ، رایج شدن
کاشف = آشکار کننده ، کشف کننده
نامی = مشهور، نام آور
واکسینه = واکسن زده شده ، مایه کوبی شده
هلهله = فریاد شادی

 

دیدگاه : 15

  • زینب :

    عالی بود

  • مهدی :

    خوبه ممنون😊

  • علی :

    سلام بسیار بسیار از شما متشکرم که معانی درس های فارسی را قرار میدهید خیلی کمک کننده است.

  • طاها :

    خوب 😐

  • # :

    عـــــــــالی بود 👌🏻
    ممنون 🌹

  • ناشناس :

    عالی

  • ملودی :

    عالی بود ممنون

  • Zahra :

    خیلی خوب بود تقریبا اونایی بود که میخواستم

  • فرهانه :

    سلام عالی بود مرسی😊

  • Ghazal :

    عالیه 😍 ولی چرا تکراریه 😑

  • بنده خدا :

    کاش ارایه های ادبی درس روهم گفته بودید😐

    • علی :

      موافقم

  • نهال :

    معنیو ک میشه تو نت پیدا کرد ارایه های ادبیم میگفتین دیگ

  • نرگس :

    مرسی عالی😍😍

  • عالی :

    ممنون از سایت خوبتون

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *