معنی حکایت حکمت فارسی پنجم(درس 15)

معنی حکایت حکمت فارسی پنجم(درس 15)

معنی کلمات | هم معنی | مخالف و شعر های درس پانزدهم

معنی حکایت حکمت فارسی پنجم(درس 15)

نام درس : حکمت | موضوع : معنی کلمات – معنی شعر | پنجم ابتدایی

معنی کلمات | هم معنی | مخالف و شعر های درس پانزدهم

معنی شعر های فارسی پنجم

گزارشدرس پانزدهم :: حکمت

معنی حکایت حکمت فارسی پنجم

معنی حکایت حکمت فارسی پنجم 

حکمت
غلام هرگز دریا ندیده بود و محنت کشتی نیازموده.
خدمتکار هرگز دریا را ندیده بود و رنج و سختی سفر با کشتی را تجربه نکرده بود. چندان که ملاطفت کردند، آرام نمی گرفت و ملک از این حال، آزرده گشت.
هر چه قدر با خدمتکار مهربانی می کردند آرام نمی شد و پادشاه از این حالت، ناراحت شد.
ملک را گفت: «اگر فرمان دهی، من او را به طریقی، خامش گردانم.»
به پادشاه گفت: «اگر دستور بدهی من با یک شیوه او را ساکت می کنم.»
گفت: «غایت لطف و کرم باشد.»
گفت: «ساکت کردن غلام] نهایت مهربانی و بخشش باشد.»
باری چند، غوطه خورد؛ جامه اش گرفتند و سوی کشتی آوردند.
چند بار، در آب دریا فرو رفت و بالا آمد، لباسش را گرفتند و او را به سوی کشتی آوردند.
اول محنت غرقه شدن، نچشیده بود و قدر سلامت کشتی نمی دانست.|
در آغاز رنج و سختی غرق شدن را تجربه نکرده بود و قدر سلامتی، راحتی و آرامش درون کشتی را نمی دانست.

معنی حکایت حکمت فارسی پنجم 

دیدگاه : 4

  • amirali :

    🤩🤩😍😍😍عالی

  • غزل :

    عالی عالی این برنامه

    • Sety :

      خیلی عالی بود ممنونم

  • قلی :

    عالی عالی عالی😍😍😍😍

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *